لن أنسی ...
لن أنسی ، کلا ، فأنا ببساطة أقول لك:
لم اعرف احداً في حیاتي مثلك ،
ابداً ابداً...
لم اقترب من أحد کما اقتربت منك ابداً
ولذلك لن انساك ، لا....
إنك شيء نادر فی حیاتي
بدأت معاك و یبدو لي أنني سأنتهي معك..
هرگز فراموش نخواهم کرد ، هرگز...
ساده به تو میگویم:
در تمام زندگیام همانند تو کسی را نشناختم،
هرگز هرگز...
هرگز به کسی، مانند تو اینچنین نزديك نشدهام
به این خاطر است
که فراموشت نخواهم كرد، نه...
تو در زندگیام چیزی بینظیری،
با تو آغاز كردم
و گویی که با تو به پایان خواهم رسید...
#غسان_کنفانی
از نامههای غسانکنفانی به #غاده_السمان
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 11:57 توسط عبيدك بفنائك
|
از شقایق های وحشی بازپرس که محرم اسرار ما هستند.آنها با توخواهند گفت که شرط شیدایی حق آزادگی ست وداغدار بودن و غصه خوردن... شقایق را وحشی می خوانند چرا که آزاد است ورنگی از تعلق ندارد در دشت ها ولابه لای سنگ ها می روید وبه آب باران قناعت می کند تا همواره تشنه باشد وبسوزد...